مدح و مناجات با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
نَمی از چشمهای توست چشمه، رود، دریا هم کمی از ردِّ پای توست جنگل، کوه، صحرا هم تو از تورات و انجیل و زبور از نور لبریزی تو قرآنی، زمین محو شکوهت، آسمانها هم جهان نیلیاست طوفانی، جهان دلمرده ظلمانی تویی تو نوح موسی هم؛ تویی تو خضر عیسی هم نوایت نغمۀ داوود، حُسنت سورۀ یوسف مرا ذوق شنیدن میکشد، شوق تماشا هم تو آن ماهی که در پایت تلاطم میکند دریا من آن دریای سرگردان دور افتاده از ماهم اسیـر روی مـاه تو، هـواخـواه نـگـاه تو نشسته بین راه تو، نه تنها من که دنیا هم (تمام روزها بیتو شده روز مبادا)، نه! که میگرید به حال و روز ما، روز مبادا هم همه امروزها مثل غروب جمعه دلگیرند که بیتو تیره و تلخست چون دیروز، فردا هم جهانی را که پژواک صدایت را نمیخواهد نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم نمیخواهم |